
×هیچ وقت پله های پشت سرت رو خراب نکن×
ز مردم دل بگردان یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت میچکد گرم
غنیمت دان و ما را هم دعا کن
بدون هیچ دغدغه......با شور و نشاط......
پا به پای همکلاسی.......رفاقت به تمام معنا.........
خوان سوم
درس و کتاب......کتاب های نو...!!!!!!!!
استرس و هیجان ......نتیجه ی سال ها .......
خدای من تمام امیدم به توست........یاریم ده....
خوان ششم
باز شدن یک در بسته........مججججججججججاز
.................................
...................................
.....................................
......................................
و
در انتظار خوان هفتم
شادی روحش صلوات

تا نگاه می کنی دوباره وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی...
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آه ای هراس و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود

یک صبح با هياهوی گلدانها؛ يک صبح با سلام گل مريم بيدار میشوی و جهان سبز است لبريز از شکوفه شده عالم و این صبحی نیست مگر صبح یبای تولد تو ای مریم روزهای سبز زندگیم
.......
لیلا استعاره از مریم گلم
تا حالا شده قلبتون با دیدن یه ستاره رو زمین وایسه؟
اگه تا حالا تجربه ای در این رابطه داشتی و مطمئنی که جون سالم به در می بری.....
بیا توی ادامه مطلب
سلام دوستای خوبم

این پست فقط برای خداحافظی هست
و هیچ ارزش قانونی دیگه ای نداره
نترسید واسه همیشه نمیرم اما بدونید که تا نظر ها زیاد نشه
بر نمی گردم
فقط یه خواهش
توی این ماه ما رو هم زیاد دعا کنید

باز هم پائیز است
رنگ ها در راهند
چشم هایت بردار و بیاور
و کمی ذوق و بصیرت با خویش
پیش از آن لحظه که باز
شادی و شیطنت کودک باد
دستمالی بکند این همه نقاشی را

انگار همين ديروز بود كه با شور و شوق كودكانه ام براي رفتن به مدرسه روزشماري مي كردم واقعا كه ثانيه ها
فرصت توقف را هم نمي دهند
همين ديروز بود كه يك هفته مانده به شروع مدرسه ها تمام وسايلم آماده بود ؛
كيف ’ كتاب ‘ دفتر و تمام مداد هايم را از شب تا صبح در آغوش مي گرفتم و براي كلاس و مدرسه لحظه شماري مي كردم.
خيلي زود حتي زودتر از انچه فكر مي كردم ثانيه ها سپري شدند
و من هر روز بزرگ و بزرگ تر مي شدم
اما گاهي هم مي شد كه خسته مي شدم و با شنيدن اينكه بايد 12 سال درس بخوانم بي رمق مي شدم
بدون توجه به اينكه اين 12 سال حتي شايد از 12 ساعت هم كمتر زمان مي برد.
امروز 29 شهريور 1386 در حالي كه تا 52 روز ديگر وارد 18 سالگي مي شوم 11 سال از 12 سال تحصيل در مدرسه را پشت سر گذاشته ام
و امروز كه به ياد مي آورم اولين درس هاي زندگي و اولين معلمانم را افسوس مي خورم كه چقدر از آن دوران معصوميت دور شده ام
كه چقدر براي بازي هاي كودكانه و ترانه هاي آن دلتنگم
كه چقدر از دوستان و معلمانم را به نا حق فراموش كرده ام
و چقدر دور مانده ام.
هر چه مي گذرد از حال و هواي مدرسه ’ باز باران با ترانه ‘ از همه چيز دور مي شوم
و كم كم بوي كنكور و دانشگاه به مشامم مي خورد
خدايا از تو مي خواهم كه همچنان در كنارم باشي و نگذاري مابقي عمرم به گونه اي باشد كه سال هاي بعد افسوسش را بخورم.
مثل هميشه دوستت دارم و دست گدايي به سويت دراز مي كنم.
سلام
فرا رسیدن ماه پر فیض و برکت رمضان رو به همه ی روزه داران تبریک میگم
این یه تبریکه
توی این ماه تا میتونید توبه کنید
این یه توصیه است
ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نکنید
این یه خواهشه

تا میتونید قران بخونید
این یکی از همه چیز واجب تره

آری
آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که
همین دوست داشتن زیباست

بر پلك هاي پنجره ام سايه اي گذشت..
شايد تو بوده اي!
شايد نگاه ماه،
فانوس سرد ياد مرا زنده كرده است
در بيشه زار دور و مه آلود ذهن تو
شايد خيال من
امشب گذشته است
از دره هاي تار فراموشي
تا آشيان روشن انديشه هاي تو
بر پلك هاي پنجره ام سايه اي گذشت
تا كوچه مي دوم
بن بست ها برابر چشم اند
يك خواب گرد پير
آرام و كند مي گذرد از كنارشان
مهتاب عشوه گر
بر اشك هاي من لبخند مي زند
بي تو چه گونه بگذرم از شب
بي تو چگونه من.....